تولدت مبااااااااااارک میوه دلم
سلام عشق ماماااااااان
خوشگل ماماااااااااااااااان
تولدت مبارک عشقم، عزیزم نفسم
الان دقیق 8روزه بدنیا اومدی مامان نتوست تو این مدت بیاد برات بنویسه اخه خیلی سرش شلوغ بود تا 30مهرسرکار میرفتم و تو 7آبان اومدی بدنیای من و بابایی، مثل یه مرد پا به پای مامان کار کردی، روز آخر هرکی میشنید 12آبان زایمانمه مثل مدیرها آقای غفاری و میخچی میگفتن پس تو اینجا چیکار میکنی.. دیگه نمیدونستن قراره 7روزدیگه بدنیا بیای، مامانی تو اون یه هفته که مرخصی بود حسابی خونه تکونی کرد آخه منتظر اومدن بهار زندگیش بود
عزیز دلم تو دقیقا ساعت09،40 دقیقه صبح پنچشنبه ۷آبان تو بیمارستان رسالت بدست دکتر فریده بهشتی پا به دنیا گذاشتی و زندگی ما رو رنگین کمونی کردی، وزنت 3660و قدت ۵1سانت بود مامان من....
نمیدونی الان چه حسی دارم وقتی پیشمی، زندگیمو زیرو رو کردی با اینکه خیلی درد داشتم تحمل کردم و سعی کردم زودتر پاشم
از بابابزرگا و مامان بزرگا برات بگم که کلی زحمت کشیدنو این چند روز پیش من بودن مخصوصا مامان جون اعظم که از همه بیشتر پیشم موند خاله بهار اومد بیمارستان و با آناهیتا اومدن خونمون تا سه روز که ازمون مراقبت کنن.. دستشون درد نکنه
الان که برات مینویسم8 روزته و من سرماخوردگی ناجوری خوردم ماسک میزینمو دستگاه بخور آب سرد گذاشتیم تا تو سرما نخوری
ایشالا که ساام باشی و بمونی و هیچوقت نخوری
راسی تو 5روزت بود که با هم رفتیم شاه عبدالعظیم اولین زیارتت
آخه تو زردی گرفتی زردیت رو 12بود و بردیمت پیش دکتر ساسان
که تو شهرری بود از اون سمتم بردیمت زیارت که تنت همیشه بیمه اون عزیزان باشه
خیلی دوست دارم مامااااااااااانیییییی
کارن کوچولوی ممممممممممممن


تولدت مبااااااااااارک میوه دلم
